کتاب «فرهنگ وکالت» منتشر شد؛ روایتی پژوهشی از نگاه مردم به نهاد وکالت
کانون وکلای دادگستری گیلان کتاب «فرهنگ وکالت؛ مطالعه موردی فرهنگ عمومی از منظر نگرش به نهاد وکالت در گیلان» اثر دکتر عباس نعیمی جورشری را منتشر کرد؛ اثری پژوهشی که برای نخستینبار، فرهنگ وکالت را با رویکردی میدانی و جامعهشناختی در استان گیلان مورد بررسی قرار داده است.
به گزارش خبرآنلاین از کانون وکلای استان گیلان، عباس نعیمی جورشری، جامعهشناس و پژوهشگر، به مناسبت انتشار کتاب «فرهنگ وکالت» از اهداف، یافتهها و اهمیت این پژوهش سخن گفته است. به گفته او، این کتاب نخستین مطالعه میدانی در کشور درباره فرهنگ وکالت و نگرش مردم به نهاد وکالت است و تلاش میکند رابطه جامعه با وکلا را بر پایه دادههای علمی و پژوهشهای میدانی بررسی کند.
نعیمی با اشاره به اینکه تاکنون بیشتر پژوهشهای حقوقی در ایران بر قوانین و آیین دادرسی متمرکز بودهاند، میگوید جای مطالعات اجتماعی درباره فرهنگ حقوقی و نگاه مردم به وکیل خالی بوده است. به همین دلیل، این پژوهش با همکاری کانون وکلای دادگستری گیلان آغاز شد تا مشخص شود مردم چه تصویری از وکلا دارند، چرا به وکیل مراجعه میکنند یا از مراجعه خودداری میکنند و چه عواملی بر این رفتار اثرگذار است.
وی هدف اصلی کتاب را شناخت بخشی از فرهنگ حقوقی جامعه میداند و تأکید میکند که تحقق دادرسی عادلانه تنها به قوانین و دادگاهها وابسته نیست، بلکه میزان شناخت و اعتماد مردم به نهادهای حقوقی، از جمله وکالت، نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
این پژوهش با رویکردی ترکیبی از روشهای کیفی و کمی انجام شده است. ابتدا با مطالعه منابع علمی و برگزاری نشستهای تخصصی با وکلای باسابقه، مهمترین مؤلفههای فرهنگ وکالت شناسایی شد و سپس پرسشنامهای بومی برای سنجش این مفهوم طراحی و اعتبارسنجی شد. در ادامه، این پرسشنامه در قالب یک پیمایش با مشارکت دو هزار نفر از شهروندان ۱۷ شهرستان استان گیلان اجرا شد و دادههای بهدستآمده با روشهای آماری مورد تحلیل قرار گرفت.

به گفته نعیمی، یکی از مهمترین دستاوردهای این کتاب، طراحی نخستین ابزار بومی سنجش «فرهنگ وکالت» است؛ ابزاری که میتواند در سایر استانها نیز مورد استفاده قرار گیرد و زمینه تدوین شاخص ملی فرهنگ وکالت را فراهم کند.
او البته تأکید میکند که نتایج این پژوهش مستقیماً به کل کشور قابل تعمیم نیست، زیرا جامعه آماری آن تنها استان گیلان بوده است، اما روش تحقیق، مدل مفهومی و ابزار سنجش به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت اجرای مطالعات مشابه در سایر استانها را دارند. به اعتقاد وی، زمانی میتوان تصویری ملی از فرهنگ وکالت در ایران ارائه کرد که این پژوهش در نقاط مختلف کشور تکرار شود.
یکی از مهمترین یافتههای تحقیق، نگرش نسبتاً مثبت مردم به نهاد وکالت است. نتایج نشان میدهد جامعه جایگاه وکیل را به عنوان بخشی از نظام عدالت به رسمیت میشناسد، اما در عین حال میان شأن و منزلت حرفه وکالت و تجربه عملی مراجعه به برخی وکلا تفاوت قائل است. به باور نویسنده، این موضوع نشان میدهد اعتماد عمومی به نهاد وکالت سرمایهای ارزشمند است که باید با ارتقای کیفیت خدمات، رعایت اخلاق حرفهای و ارتباط مؤثرتر با مردم تقویت شود.
پژوهش همچنین نشان میدهد نگرش مثبت به وکیل مهمترین عامل مؤثر بر مراجعه مردم به خدمات حقوقی است. هرچه تصویر ذهنی افراد از وکیل مطلوبتر باشد، احتمال مراجعه آنان برای دریافت مشاوره یا پیگیری حقوقی نیز افزایش مییابد.
از سوی دیگر، نتایج تحقیق نشان میدهد فرهنگ مراجعه به وکیل در جامعه هنوز به اندازه کافی نهادینه نشده است. بر اساس یافتههای پژوهش، حدود ۶۵ درصد پاسخدهندگان تاکنون هیچگاه به وکیل مراجعه نکردهاند. به گفته نعیمی، این مسئله چند علت اصلی دارد؛ از جمله نگرش افراد به وکیل، ضعف آموزش حقوق شهروندی، هزینههای خدمات حقوقی و همچنین برداشت مردم از کارآمدی نظام قضایی و امنیت حرفهای وکلا.
وی معتقد است بسیاری از شهروندان نمیدانند در چه مرحلهای باید از مشاوره حقوقی استفاده کنند و معمولاً زمانی به وکیل مراجعه میکنند که اختلاف وارد مرحله قضایی شده و امکان پیشگیری از بسیاری از مشکلات از بین رفته است. در حالی که در بسیاری از کشورها، مراجعه به وکیل پیش از شکلگیری اختلاف، رفتاری عادی و بخشی از فرهنگ حقوقی محسوب میشود.
یکی دیگر از مباحث مهم کتاب، تفاوت میان «تعهد به وسیله» و «تعهد به نتیجه» در حرفه وکالت است. نعیمی توضیح میدهد که از نظر حقوقی، وکیل متعهد است با دانش، تخصص، صداقت و رعایت اصول حرفهای از تمام ظرفیتهای قانونی برای دفاع از موکل استفاده کند، اما تضمینی نسبت به نتیجه نهایی پرونده ندارد.
با این حال، یافتههای پژوهش نشان میدهد بخشی از جامعه انتظار دارد وکیل نتیجه مطلوب را تضمین کند و موفقیت او را تنها بر اساس پیروزی یا شکست در پرونده میسنجد. این برداشت نادرست، به گفته نویسنده، میتواند به کاهش اعتماد میان وکیل و موکل منجر شود و ضرورت آموزش حقوق شهروندی را بیش از پیش آشکار میکند.
نعیمی همچنین تأکید میکند فاصله میان مردم و نهاد وکالت تنها ناشی از عملکرد وکلا نیست، بلکه عوامل متعددی در شکلگیری آن نقش دارند. از یک سو، افزایش آگاهی حقوقی شهروندان و توسعه آموزشهای عمومی ضروری است و از سوی دیگر، رعایت اخلاق حرفهای، شفافیت، مسئولیتپذیری و تقویت اعتماد عمومی از سوی وکلا نیز اهمیت دارد.
به گفته او، یافتههای آماری نشان میدهد علاوه بر نگرش مردم و آموزش حقوق شهروندی، دو عامل دیگر یعنی ادراک از سلامت نظام قضایی و امنیت حرفهای وکلا نیز بر میزان مراجعه مردم به خدمات حقوقی اثرگذار هستند. از این رو، ارتقای فرهنگ وکالت نیازمند مجموعهای از اصلاحات در حوزه آموزش، نهاد وکالت و نظام عدالت است.

این پژوهش همچنین بر اهمیت مراجعه زودهنگام به وکیل تأکید دارد. نویسنده معتقد است استفاده از مشاوره حقوقی پیش از بروز اختلاف، نه یک هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای پیشگیری از مشکلات آینده است. این رویکرد علاوه بر کاهش هزینهها و زمان رسیدگی برای شهروندان، میتواند از حجم پروندههای قضایی نیز بکاهد و کارآمدی نظام قضایی را افزایش دهد.
نعیمی در بخش دیگری از گفتوگو به دشواریهای اجرای این طرح در دوران همهگیری کرونا اشاره میکند. این پژوهش در زمستان ۱۴۰۰ و همزمان با شیوع سویه اُمیکرون انجام شد و محدودیتهای رفتوآمد، نگرانیهای عمومی و مشکلات هماهنگی تیم پژوهش، اجرای آن را دشوار کرده بود، اما با وجود این شرایط، مطالعه با مشارکت دو هزار نفر در سراسر استان گیلان و مطابق استانداردهای علمی به پایان رسید.
وی در پایان، سه راهکار اصلی برای تقویت فرهنگ وکالت در کشور پیشنهاد میکند؛ نخست گسترش آموزش حقوق شهروندی از طریق مدارس، دانشگاهها و رسانهها، دوم تقویت اعتماد عمومی به نهاد وکالت از مسیر اخلاق حرفهای، شفافیت و ارائه خدمات باکیفیت و سوم حفظ استقلال و امنیت حرفهای وکلا، زیرا به اعتقاد او استقلال وکیل یکی از پیششرطهای تحقق دادرسی عادلانه و صیانت از حقوق شهروندان است.
به گفته نویسنده، مخاطبان این کتاب تنها وکلا یا پژوهشگران نیستند، بلکه مدیران، سیاستگذاران و حتی عموم مردم نیز میتوانند از یافتههای آن بهره ببرند. او امیدوار است این پژوهش آغازی برای مطالعات گستردهتر در سطح کشور باشد و دادههای علمی بیش از گذشته مبنای تصمیمگیریهای حقوقی و فرهنگی قرار گیرد.
نعیمی در پایان تأکید میکند که جامعه عادلانه، جامعهای نیست که خود را مالک حقیقت بداند، بلکه جامعهای است که از امکان جستوجوی حقیقت، حق دفاع و گفتوگوی عقلانی حمایت کند. به باور او، نهاد وکالت نیز پاسدار همین ارزشهاست و اگر این کتاب بتواند گامی هرچند کوچک در جهت ارتقای آگاهی حقوقی و تقویت فرهنگ وکالت بردارد، به هدف خود دست یافته است.
۲۳۳۲۳۳




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0