روزی میان امنیت، اقتصاد و ارادت؛ روایت دومین روز سفر قالیباف به عراق
دومین روز سفر رئیس مجلس به عراق از رایزنیهای امنیتی و اقتصادی در بغداد تا حضور در میان زائران کربلا گذشت؛ روزی که پیوندهای راهبردی و مردمی دو کشور را به تصویر کشید.
خبرگزاری مهر – گروه سیاست، صبح روز دوم حضور رئیس مجلس شورای اسلامی در عراق با دیدار وی با مشاور امنیت ملی عراق آغاز شد.
در این دیدار که پشت درهای بسته انجام شد، طرفین درباره همکاریهای سیاسی و امنیتی و آخرین تحولات منطقه گفتگو کردند؛ رایزنیای در سطح مقامات عالی دو کشور که در شرایط حساس منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
پس از این دیدار، رئیس مجلس راهی سفارت ایران در بغداد شد. جایی که دیگر خبری از دیدارهای رسمی با مقامات نبود، بلکه فعالان اقتصادی دو کشور آمده بودند تا رودررو از موانع بگویند. در این نشست موضوعاتی از قبیل مشکلات بانکی، گمرکی، انتقال پول، شهرکهای صنعتی مشترک که سالها روی زمین مانده و ظرفیتهای بخش خصوصی که هنوز جدی گرفته نشده است، بی رودربایستی مطرح شد و قالیباف قول برگزاری مجدد چنین جلسهای در تهران با حضور هر دو طرف و به منظور پیگیری حل مشکلات را داد.
در این جلسه، قالیباف به نکته قابل توجهی اشاره کرد، آنجا که گفت: «امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگرند؛ اگر امنیت نباشد سرمایهگذاری نمیآید و اگر امنیت را با اقتصاد پیش نبریم، پایدار نمیماند.» بعد هم در پاسخ به اتهام جنگطلبی، ضمن اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «کسی قدر صلح را میداند که جنگیده باشد.» و اضافه کرد که اگر پشت دیپلماسی، توان نظامی نباشد، حرفی برای گفتن نخواهی داشت. این عبارات بیانگر این است که از نگاه او، میدان تقابل فقط نظامی نیست؛ تحریم و فشار اقتصادی هم بخشی از همان میدان است.
پس از پایان این جلسه، هیئت پارلمانی بغداد را به سمت کربلا ترک کردند. ظهر روز پنجشنبه، قالیباف و همراهان ابتدا به زیارت حضرت ابوالفضل(ع) رفتند و سپس راهی مراسم چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب شدند. در این مراسم که با حضور عاشقان رهبر شهید برگزار شده بود، ایرانی و عراقی از راه دور و نزدیک در کنار هم جمع شدند و با در دست داشتن عکسهای امام شهید خود، یاد و خاطره ایشان را زنده کردند.
قالیباف در میان جمعیت سخنرانی کرد؛ سلام رهبر انقلاب و ملت ایران را رساند و از همراهی مردم عراق در تشییع تاریخی تشکر کرد. شاید بتوان مهمترین جمله قالیباف را این عبارت دانست: «هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ما از همدیگر برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیکتر شدهایم و در تاریخ درباره ما مینویسند که ما دو ملتی بودیم که نگذاشتیم سرنوشتمان را در پایتختهای دولتهای غربی بنویسند.»
پس از پایان این نشست، کاروان دوباره راهی حرم امام حسین(ع) شد و نماز مغرب و عشا در شب زیارتی سیدالشهدا در جوار حرم حضرت خوانده شد. حرم مملو از زائر بود و قطعاً فضای حاکم با برنامههای رسمی ساعات قبل از زمین تا آسمان فرق داشت.
شب هنگام، لحظه خروج رئیس مجلس، جمعیت زیادی دور او جمع شدند و شعارها یکی پس از دیگری بلند شد: «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «لبیک یا خامنهای» و «دست علی به همراهت». او در میان همین جمعیت از حرم خارج شد و زائران او را مشایعت کردند.
برای کسی که این صحنهها را از نزدیک میدید، روز دوم سفر را نمیشد فقط با فهرست دیدارها روایت کرد. صبح در بغداد از امنیت و اقتصاد و موانع تجارت گفته شد، چند ساعت بعد، در کربلا مردمی از ایران و عراق با عکس رهبر شهیدشان کنار هم ایستاده بودند و شب، همان سفر رسمی در میان شعارهای حسینی به پایان رسید.
شاید سفرنامه واقعیاین روز، همین فاصله کوتاه میان میز مذاکره در بغداد و جمعیت زائران در کربلا باشد؛ جایی که مشخص میشود روابط دو کشور فقط در اتاقهای دربسته تعریف نمیشود و بخش مهمی از آن را مردم و باورهای مشترکشان است که میسازند.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0