چرا آمار سازمان ملل از سکونتگاههای غیررسمی ایران چهار برابر آمار داخلی است؟
آخرین آمار رسمی در ایران میگوید حدود ۷ میلیون نفر در سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند. در طرف دیگر ، براساس آمارهای برنامه اسکان بشر سازمان ملل یا همان هابیتات، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۹.۸ میلیون نفر، معادل ۴۲.۳ درصد جمعیت شهری ایران، در شاخص مربوط به زاغهها و سکونتگاههای غیررسمی قرار گرفتهاند.
این تفاوت عجیب در آمار اعلامی ریشه در تعریف ها دارد. زاغه، سکونتگاه غیررسمی و مسکن نامناسب اصطلاحاتی نزدیک به هماند، و معیار های متفاوتی برای سنجش آنها در آمارهای داخلی و بینالمللی وجوددارد. بنابراین باید مشخص کنیم هر کدام از این آمارها چه کسانی را میشمارند و با چه معیارهایی به دست آمدهاند.
در سال 1402، معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران، جمعیت ساکن در سکونتگاههای غیررسمی کشور را حدود ۶.۸ تا ۷ میلیون نفر اعلام کرده است. همچنین وی تاکید کرده که به اعتقاد او در ایران زاغهنشینی به مفهوم رایج آن وجود ندارد و کپرنشینی نیز محدود و عمدتا مربوط به بخشهایی از سیستان و بلوچستان است. بنابراین وقتی در آمار رسمی ایران از سکونتگاه غیررسمی صحبت میشود، منظور عمدتا محدودههای جغرافیایی مشخص و شناساییشدهای است که در برنامههای بازآفرینی شهری قرار میگیرند.
برسی شاخصهای مورد سنجش هابیتات
روش هابیتات زاویه متفاوتی دارد. در آماری که برنامه اسکان بشر سازمان ملل ارائه می دهد این فقط محل قرارگیری سکونتگاه،نیست که ملاک قرار می گیرد بلکه وضعیت خود خانه و شرایط سکونت خانوار هم در محاسبه وارد میشود.
در این سنجش، چهار محرومیت اصلی برای بررسی وضعیت سکونت خانوارها در نظر گرفته میشود، دسترسی نامناسب به منبع آب بهبودیافته، دسترسی نامناسب به تأسیسات بهداشتی، کمبود فضای کافی برای زندگی و نبود مسکن بادوام و مناسب از نظر سازهای. امنیت تصرف نیز از مؤلفههای اصلی تعریف زاغه است، هرچند محدودیت داده باعث شده در بسیاری از محاسبات قابل استفاده نباشد.یعنی ممکن است خانواری در محدوده رسمی یک شهر زندگی کند، اما به دلیل تراکم بالای سکونت یا کیفیت نامناسب مسکن، در سنجش بینالمللی وضعیت متفاوتی پیدا کند.
طبق دادههای منشتر شده در هابیتات برای ایران در سال ۲۰۱۰، ۵۱.۷ درصد جمعیت شهری ایران در این شاخص قرار میگرفتند که این معادل حدود ۲۸.۲ میلیون نفر است.
در سال ۲۰۱۵ این سهم به ۴۸.۶ درصد و در سال ۲۰۲۰ به ۴۵.۷ درصد رسید. در سال ۲۰۲۴ نیز سهم ایران به ۴۲.۳ درصد کاهش پیدا کرده است.بنابراین طی ۱۴ سال، سهم جمعیت شهری ایران در این شاخص ۹.۴ واحد درصد کمتر شده است.
اما وقتی به جای درصد، تعداد افراد را نگاه کنیم. جمعیت مشمول این شاخص از حدود ۲۸.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۱۰ به حدود ۲۹.۸ میلیون نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است؛ یعنی با وجود کاهش سهم، تعداد مطلق حدود ۱.۶ میلیون نفر افزایش پیدا کرده است. این یعنی وضعیت نسبی بهتر شده، اما همزمان جمعیت شهری هم بزرگتر شده و در نتیجه تعداد افرادی که در این شاخص قرار میگیرند، کاهش پیدا نکرده است.
ایران کجای جهان قرار دارد؟

در این گزارش رقم جهانی حدود ۲۴.۸ درصد گزارش شده و سهم ۴۲.۳ درصدی ایراننشان می دهد سکونتگاه ها غیر رسمی در ایران نسبت به میانگین جهان ۱۷.۵ واحد درصد بالاتر است. در اینجا دو عدد با یک چارچوب آماری مقایسه میشوندیعنی تعریفی که هابیتات از ایران و جهان دارند با یکدیگر مقایسه میشوند نه آمار ۷ میلیونی ایران با آمار جهانی.
در آسیای مرکزی و جنوبی این سهم ۴۲.۶ درصد است و ایران با ۴۲.۳ درصد تقریبا در سطح میانگین این منطقه قرار دارد. در مقابل، برای آمریکای لاتین و کارائیب ۱۷.۵ درصد، اقیانوسیه ۱۳.۵ درصد و اروپا و آمریکای شمالی ۰.۳ درصد گزارش شده است. آفریقای زیرصحرا نیز با ۴۹.۴ درصد، رقمی بالاتر از ایران دارد.
دادههای خود ایران باتوجه به شاخص هابیتات چه میگویند؟
در ایران مجموعه آماری واحدی نداریم که هر چهار مؤلفه اصلی مورد استفاده در سنجش هابیتات را دقیقا با همان تعریف و روش اندازهگیری کند. دادههای داخلی پراکندهاند و هر کدام بخشی از تصویر را نشان میدهند. برای مثال، در دادههای داخلی مربوط به آب که در گزارش حامل های انرژی مرکز آمار ایران منتشر شده است، حدود ۲۶ درصد خانوارهای شهری اعلام کردهاند آب آشامیدنی خود را تصفیه میکنند. اما این عدد به معنی آن نیست که ۲۶ درصد خانوارها به منبع آب بهبودیافته دسترسی ندارند. یک خانوار ممکن است آب لولهکشی داشته باشد و به دلیل بو، مزه، سختی یا نگرانی درباره کیفیت، از دستگاه تصفیه استفاده کند.
در مورد فضای سکونتی، در گزارشی که قبلا در اکوایران با تحلیل داده های پرسشنامه هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران انجام شد؛ نشان دادهاند بخش قابلتوجهی از خانوارها با کمبود فضای سکونتی مواجهاند. چیزی حدود 40 واحد درصد. با این حال، این شاخص نیز دقیقا همان تعریف هابیتات نیست؛ بنابراین نمیتوان درصد آن را مستقیما جایگزین عدد سازمان ملل کرد.
بنابراین عدد ۲۹.۸ میلیون نفر را نمیتوان اینطور خواند که حدود ۳۰ میلیون ایرانی حاشیهنشین هستند.این عدد با آمار حدود ۷ میلیون نفری سکونتگاههای غیررسمی ایران، تعریف و روش اندازهگیری یکسانی ندارد. عدد ۲۹.۸ میلیون نفر حاصل یک چارچوب بینالمللی گستردهتر برای سنجش وضعیت سکونت جمعیت شهری است که که محرومیتهای مربوط به کیفیت مسکن و خدمات پایه را نیز وارد محاسبه میکند.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0