چگونه شبکههای موازی و کریدورهای اوراسیا بنبست تحریمهای غرب را شکستند؟
اعتراف اندیشکده هادسون به ناکارآمدی کامل تحریمها در منزوی ساختن ایران، نشانهای قطعی از پایان دوره «یکهتازی اقتصادی غرب» در نظام بینالملل است.
بازار؛ گروه بین الملل: راهبرد فشار حداکثری واشنگتن برای انزوای ساختاری اقتصاد ایران، در عمل با دیوار سخت تغییر هندسه ترانزیت جهانی و ظهور شریانهای موازی مواجه شده است. تازهترین پژوهش تحلیلی اندیشکده هادسون نشان میدهد تهران با ادغام هدفمند در کلانکریدورهای اوراسیایی نظیر کریدور بینالمللی شمال–جنوب و حوضه راهبردی خزر، پیوند راهبردی با زنجیره قدرتهای نوظهور شرق و استقرار نظامات تسویه مالی غیردلاری و سازوکارهای تهاتری، موفق شده است محاصره دریایی غرب را مهار کند؛ فرآیندی که تحریمها را از ابزاری فلجکننده به متغیری قابلمدیریت در اقتصاد سیاسی ایران بدل ساخته است.
برای چند دهه متوالی، معماری تحریمهای یکجانبه و چندجانبه ایالات متحده بر یک فرض بنیادین استوار بود: قطع دسترسی به گلوگاههای مالی متمرکز غرب و مهار آبراههای حیاتی بینالمللی، هر اقتصادی را به زانو درخواهد آورد.
تغییر پارادایم تحریم؛ گذار از محاصره دریایی سنتی به تنوعبخشی ژئوپلیتیک
برای چند دهه متوالی، معماری تحریمهای یکجانبه و چندجانبه ایالات متحده بر یک فرض بنیادین استوار بود: قطع دسترسی به گلوگاههای مالی متمرکز غرب (سوئیفت و تسویه دلاری) و مهار آبراههای حیاتی بینالمللی، هر اقتصادی را به زانو درخواهد آورد. با این حال، تحلیلهای تازه نهادهای معروف غربی از جمله اندیشکده هادسون نشان میدهد که این الگو به دلیل ظهور «ژئواکونومی موازی» کارایی مطلق خود را از دست داده است. ایران به جای پذیرش انزوای تحمیلی، دست به یک بازآرایی بنیادین در جغرافیای تجارت خارجی خود زده و وزن ژئوپلیتیک کشور را از اتکای صرف به مسیرهای دریاییِ تحت نفوذ غرب، به سمت مسیرهای زمینی، ریلی و دریای بسته خزر هدایت کرده است.
این تحول راهبردی بر بستری از تغییرات کلان در نظم بینالمللی رخ داده است؛ جایی که قدرتهای نوظهور شرقی و منطقهای با داشتن منافع مشترک در کاهش نفوذ هژمونیک دلار، انگیزه فزایندهای برای توسعه خطوط امن و مصون از مداخله آمریکا دارند. آمارهای تجاری نشان میدهد حجم تبادلات غیرنفتی ایران با همسایگان زمینی و قدرتهای اوراسیایی طی سالهای اخیر روندی رو به رشد را ثبت کرده است. این پوستاندازی نشاندهنده ناکامی محاسباتی طراحان تحریم در خزانهداری آمریکا است که پتانسیل ترانزیتی فلات ایران و مرزهای گسترده زمینی کشور را به عنوان یک «سپر دفاعی ضدتحریمی» دستکم گرفته بودند.
تحلیلهای تازه نهادهای معروف غربی از جمله اندیشکده هادسون نشان میدهد که این الگو به دلیل ظهور «ژئواکونومی موازی» کارایی مطلق خود را از دست داده است. ایران به جای پذیرش انزوای تحمیلی، دست به یک بازآرایی بنیادین در جغرافیای تجارت خارجی خود زده و وزن ژئوپلیتیک کشور را از اتکای صرف به مسیرهای دریاییِ تحت نفوذ غرب، به سمت مسیرهای زمینی، ریلی و دریای بسته خزر هدایت کرده است.
کریدور شمال–جنوب و حوضه خزر؛ ستون فقرات بیاثرسازی فشارهای ترانزیتی
محور اصلی پادزهر ایران در برابر تهدیدات تجاری، توسعه کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) و فعالسازی دیپلماسی دریای خزر است. این مسیر ترانزیتی چندوجهی، بنادر خلیج فارس و دریای عمان را از طریق شبکه ریلی و جادهای ایران به بنادر روسیه، منطقه قفقاز و آسیای مرکزی متصل میسازد. از زمان آغاز جنگ اوکراین در اسفند ۱۴۰۰ و تشدید تحریمهای غرب علیه مسکو، منافع راهبردی تهران و کرملین در این کریدور به یکدیگر گره خورد؛ رویدادی که موجب شد روسیه برای فرار از انزوای دریای بالتیک و غرب، ایران را به مطمئنترین دروازه ورود خود به بازارهای شبهقاره هند و خاورمیانه بدل سازد. تکمیل خطوط ریلی استراتژیک نظیر قطعه رشت–کاسپین و پیشبرد مسیر رشت–آستارا، قابلیت ترانزیتی این شاهراه را متحول کرده است.
دریای خزر به عنوان یک پهنه آبی بسته که بر اساس کنوانسیونهای رژیم حقوقی، حضور ناوهای جنگی قدرتهای فرامنطقهای در آن مطلقاً ممنوع است، امنترین کانال تبادل کالا میان ایران و روسیه به شمار میرود. آمارهای بنادر شمالی ایران حاکی از جهش بیش از ۳۵ درصدی در تخلیه و بارگیری کالا طی دو سال اخیر در بنادر انزلی، امیرآباد و نوشهر است. توسعه خطوط Ro-Ro (حمل کامیون با شناور) و افزایش تعداد شناورهای ملکی در ناوگان دریای خزر، ظرفیت حمل پیوسته غلات، فولاد، نهادههای کشاورزی و کالاهای با فناوری بالا را بدون کوچکترین خطری از جانب پایش ناوگان دریایی آمریکا یا توقیفهای غیرقانونی فراهم آورده و خزر را به یک بزرگراه امن لجستیکی مبدل ساخته است.
محور اصلی پادزهر ایران در برابر تهدیدات تجاری، توسعه کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) و فعالسازی دیپلماسی دریای خزر است. دریای خزر به عنوان یک پهنه آبی بسته که بر اساس کنوانسیونهای رژیم حقوقی، حضور ناوهای جنگی قدرتهای فرامنطقهای در آن مطلقاً ممنوع است، امنترین کانال تبادل کالا میان ایران و روسیه به شمار میرود.
چهارضلعی راهبردی تهران، مسکو، پکن و اسلامآباد؛ مهار ژئوپلیتیک محاصره
نقطه قوت مدل رفتاری جدید ایران، چندضلعیسازی همکاریهای منطقهای با قدرتهای دارای عمق سرزمینی و ظرفیتهای مکمل اقتصادی است. در این میان، پیوند با چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده انرژی جهان و پاکستان به عنوان دروازه جنوبی شبهقاره، ستونهای دیگر این معماری به حساب میآیند. برنامه جامع همکاریهای بیستوپنجساله ایران و چین، تهران را به بازیگری کلیدی در کلانپروژه «کمربند و جاده» (BRI) تبدیل کرده است. چین با پذیرش محمولههای نفت خام و فرآوردههای پتروشیمی ایران از طریق بنادر مستقل و تأسیسات فرآوری غیروابسته به سازوکارهای مالی نیویورک، نهتنها جریان درآمدی پایدار برای تهران را تضمین کرده، بلکه بخش مهمی از زنجیره تأمین قطعات صنعتی و الکترونیک موردنیاز صنایع ایران را تأمین میکند.
از سوی دیگر، پاکستان به یک مجرای حیاتی در تجارت زمینی و امنیت غذایی ایران بدل شده است. افتتاح بازارچههای مرزی مشترک در سیستان و بلوچستان نظیر ریمدان و پیشین، جریان تجارت مستقیم بدون نیاز به اسناد حمل غربی را به اوج رسانده است. مبادلات گسترده برنج، گوشت و محصولات کشاورزی پاکستان در برابر فرآوردههای نفتی، گاز مایع (LPG) و مصالح ساختمانی ایران، الگویی از تبادل مستقیم مرزی را شکل داده که تحت هیچیک از بندهای رژیم تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا قابل ردیابی و مسدودسازی نیست. همزمان، فعالسازی خطوط ترانزیتی ریلی و جادهای میان ایران، ترکیه و پاکستان در قالب سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، دسترسی پایدار تهران به بازارهای مدیترانه و آسیای میانه را پایدار نگه داشته است.
برنامه جامع همکاریهای بیستوپنجساله ایران و چین، تهران را به بازیگری کلیدی در کلانپروژه «کمربند و جاده» (BRI) تبدیل کرده است. چین با پذیرش محمولههای نفت خام و فرآوردههای پتروشیمی ایران از طریق بنادر مستقل و تأسیسات فرآوری غیروابسته به سازوکارهای مالی نیویورک، نهتنها جریان درآمدی پایدار برای تهران را تضمین کرده، بلکه بخش مهمی از زنجیره تأمین قطعات صنعتی و الکترونیک موردنیاز صنایع ایران را تأمین میکند.
تکامل نظامات تسویه مالی غیردلاری، سازوکارهای تهاتری و ارزهای دیجیتال
بزرگترین اهرم واشنگتن در تحمیل هزینه بر اقتصادهای هدف، «تسلط بر تسویهحسابهای بینالمللی دلاری» بوده است. با این حال، تهران با بهرهگیری از مدلهای تسویه بومی و توافقات دوجانبه پولی، گامهای موفقی برای دور زدن این گلوگاه برداشته است. گزارش اندیشکده هادسون اذعان دارد که بخش اعظم تجارت خارجی ایران اکنون از طریق کانالهای غیرمتمرکز، صرافیهای مستقر در مناطق آزاد، تسویه به ارزهای ملی (نظیر روبل، یوآن و روپیه) و حسابهای تهاتری کالا-به-کالا (Barter Trade) صورت میپذیرد. در این مدل، نفت، مشتقات هیدروکربوری، پتروشیمی و فلزات اساسی ایران مستقیماً با کالاهای سرمایهای، تجهیزات زیرساختی، نهادههای دامی و غلات مبادله میشوند بدون آنکه تراکنشی در دفاتر ارزی بانکهای بینالمللی ثبت گردد.
اتصال سامانههای پیامرسان مالی ملی میان ایران و روسیه—نظیر پیوند سامانه «سپام» ایران با «SPFS» بانک مرکزی روسیه—سوئیفت را در تبادلات دوجانبه عملاً بیاثر کرده است. بانکهای تجاری دو کشور بدون هیچگونه نیاز به بسترهای مالی غربی، تراکنشهای تجاری را تسویه میکنند. علاوه بر این، استفاده فزاینده از ابزارهای مالی مبتنی بر داراییهای دیجیتال، ارزهای رمزنگاریشده و پلتفرمهای غیرمتمرکز مبتنی بر فناوری دفترکل توزیعشده، لایه نوینی از گمنامی و امنیت تراکنش را فراهم آورده که هزینه کشف شبکههای تأمین مالی خارجی ایران را برای نهادهای نظارتی اوفک (OFAC) به بالاترین سطح در طول تاریخ رسانده است.
اگرچه نگاه تجاری ایران به طور عمده بر محور شرق و شمال متمرکز شده، اما مرزهای غربی با ترکیه به عنوان شریانی استراتژیک برای حفظ تعادل در زنجیره تأمین کالا همچنان حفظ شده است.
موازنه راهبردی در گذرگاههای ترانزیتی ترکیه؛ حفظ دریچه اتصال به غرب
اگرچه نگاه تجاری ایران به طور عمده بر محور شرق و شمال متمرکز شده، اما مرزهای غربی با ترکیه به عنوان شریانی استراتژیک برای حفظ تعادل در زنجیره تأمین کالا همچنان حفظ شده است. ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو، نقشی دوگانه و بسیار پیچیده در معادلات تحریمی ایفا میکند. منافع اقتصادی متقابل میان تهران و آنکارا، نیاز مبرم ترکیه به گاز طبیعی صادراتی ایران و حجم مبادلات بازرگانی فراتر از ده میلیارد دلار در سال، سبب شده تا مسیرهای جادهای مانند مرز بازرگان، رازی و سرو به عنوان حلقههای تنفس حیاتی اقتصاد ایران باقی بمانند.
ترکیه با موقعیت ممتاز خود در اتصال به اتحادیه اروپا، مسیر مناسبی برای واردات ماشینآلات صنعتی، مواد شیمیایی تخصصی و تجهیزات نیمههادی به شمار میرود. ساختارهای شرکتهای واسط تجاری ثبتشده در استانبول و مناطق آزاد ترکیه، زنجیرهای انعطافپذیر از صادرات مجدد (Re-export) را پدید آوردهاند که ردپای تحریمی کالاها را پیش از ورود به قلمرو گمرکی ایران پاکسازی میکند. بر اساس تحلیل هادسون، همکاریهای اقتصادی نانوشته اما منافعمحور میان تهران و آنکارا، تضمین کرده است که غرب حتی در دستیابی به هدف انزوای ژئوپلیتیک ایران در مجاورت مرزهای غربی نیز با بنبستهای جدی مواجه شود.
حفظ و گسترش این شبکههای موازی تجاری با چالشهای فنی و مدیریتی مواجه است. نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین در نوسازی خطوط ریلی فرسوده، لایروبی آبراهها، تأمین لوکوموتیوهای باری مدرن و حل چالشهای بوروکراتیک گمرکی در مبادی مرزی، از جمله ضرورتهای فوری است که تهران برای ارتقای ظرفیت ترانزیتی خود باید به آنها پاسخ دهد.
چشمانداز ساختاری؛ افول کارایی سلاح اقتصادی آمریکا در عصر پساجهانیشدن
اعتراف اندیشکده هادسون به ناکارآمدی کامل تحریمها در منزوی ساختن ایران، نشانهای قطعی از پایان دوره «یکهتازی اقتصادی غرب» در نظام بینالملل است. جهان امروز به سمت بلوکبندیهای ژئواکونومیک منطقهای، چندجانبهگرایی و بازتنظیم زنجیرههای تأمین حرکت میکند؛ تحولاتی که اثر سلاح اقتصادی آمریکا را به صورت ساختاری تحلیل میبرد. وقتی تحریمهای گسترده علیه بازیگران با مقیاس بزرگ نظیر ایران و روسیه به طور همزمان اعمال میشود، این قدرتها به جای تسلیم شدن، انگیزهای حیاتی برای ساخت زیرساختهای مالی، حقوقی و ترانزیتی مستقل پیدا میکنند؛ زیرساختهایی که با گذشت زمان بلوغ یافته و در دسترس دیگر کشورهای در حال توسعه نیز قرار میگیرند.
با این حال، حفظ و گسترش این شبکههای موازی تجاری با چالشهای فنی و مدیریتی مواجه است. نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین در نوسازی خطوط ریلی فرسوده، لایروبی آبراهها، تأمین لوکوموتیوهای باری مدرن و حل چالشهای بوروکراتیک گمرکی در مبادی مرزی، از جمله ضرورتهای فوری است که تهران برای ارتقای ظرفیت ترانزیتی خود باید به آنها پاسخ دهد. آنچه غیرقابل انکار مینماید این است که راهبرد شبکههای موازی، ایران را از موضع یک اقتصاد منفعلِ تحت محاصره، به یک «هاب ترانزیتی و چهارراه لجستیکی اوراسیا» تبدیل کرده است؛ موقعیتی پایدار که مهار آن با فرامین اجرایی کاخ سفید و تحریمهای کاغذین امکانپذیر نخواهد بود.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0