فرصتی برای تحول در سازمان تأمین اجتماعی
فعال کارگری بر ضرورت تغییر مدیریت، اجرای قانون و بهبود رفاه و درمان بازنشستگان در دوره جدید تأکید کرد.
سید سعید فتاحی,فعال کارگری در گفتوگو با خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, درباره مطالبات میلیونها بازنشسته از مدیرعامل جدید تأمین اجتماعی گفت: با انتصاب مدیرعامل جدید سازمان تأمین اجتماعی، فعالان کارگری و جامعه بازنشستگان اعتراض کردند تا مرز میان «تعهدات قانونی» و «تسهیلات مدیریتی» را بازترسیم کنند. در حالی که این سازمان بر روی تپهای از داراییها و هلدینگهای سرمایهگذاری نشسته است، بازنشستگان امروز بیش از هر زمان دیگری با بحران معیشتی و درمانی دستوپنجه نرم میکنند و مطالبهشان ساده است: «تأمین اجتماعی متعلق به بازنشستگان است، نه برعکس.»
1. تغییر پارادایم: از «صدقه» به «حق قانونی»
یکی از محورهای اصلی انتقادات فعالان کارگری به مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، ادبیات «امتیازی» در پرداخت حقوق و خدمات است. در تحلیل این دیدگاه، تأکید میشود که متناسبسازی حقوق، بهبود خدمات درمانی و رفاه بازنشستگان، نه یک «لطف» یا «کمک» از سوی مدیران، بلکه اجرای مستقیم ماده 29 قانون اساسی و تعهدات قانونی سازمان است.
از نگاه فعالان، بازنشستهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده، امروز «طلبکار» یک نظام بیمهای است. لذا هرگونه تأخیر در اجرای متناسبسازی یا کاهش قدرت خرید مستمریها در برابر تورم، نه یک چالش اداری، بلکه نقض یک «حق قانونی» تلقی میشود.
2. ماده 96و متناسبسازی؛ فراتر از یک عملیات حسابداری
یکی از جدیترین مطالبات مدیرعامل جدید، اجرای واقعی و شفاف ماده 96قانون تأمین اجتماعی است. تحلیل وضعیت فعلی نشان میدهد که متناسبسازی حقوق در سالهای اخیر به یک «عملیات حسابداری پیچیده» تبدیل شده که بازنشستگان در درک مبانی و فرمولهای آن دچار سردرگمی هستند.
مطالبه صریح جامعه بازنشستگان این است که سازمان از حالت «توصیه اخلاقی» خارج شده و فرمول، مبنا و منابع مالی متناسبسازی را بهطور شفاف اعلام کند تا بازنشسته بداند دقیقاً چه چیزی به او تعلق گرفته و چرا.
3. بحران درمان؛ وقتی دارو در برابر غذا قرار میگیرد*
در بخش درمان، وضعیت بحرانیتر از حقوق است. ماده 54 قانون تأمین اجتماعی، خدمات پزشکی را تعهد سازمان دانسته است، اما در واقعیت، بازنشستگان مجبورند بخش بزرگی از مستمری خود را صرف دارو و درمان کنند.دو نکته کلیدی در این تحلیل وجود دارد:
سقوط معیشتی به دلیل درمان: درمان نباید به کالایی لوکس تبدیل شود که سالمندان برای یک عمل جراحی یا خرید داروی گرانقیمت، مجبور به بررسی موجودی حساب بانکی خود باشند.
– تله بیمه تکمیلی: بیمه تکمیلی باید «تکمیلکننده» باشد، نه جایگزین تعهدات اصلی سازمان. تکیه سازمان بر بیمه تکمیلی برای پوشش هزینههای درمان، در واقع انتقال مسئولیت از دوش سازمان به دوش شرکتهای بیمه است که در نهایت منجر به وقفه در خدمات و ضربه به سلامت بازنشستگان میشود.
4. شفافیت در داراییها؛ از «هزینهکرد» به «درآمدسازی»
پرسش بنیادین بازنشستگان از مدیرعامل جدید، درباره «شفافیت مالی» است. سازمان تأمین اجتماعی با حجم عظیمی از شرکتها، هلدینگها و سرمایهگذاریها شناخته میشود. تحلیلگران میپرسند: این داراییها دقیقاً چه میزان درآمد ایجاد میکنند و چه مقداری از این سود به سفره بازنشستگان میرسد؟
مطالبه اصلی در این بخش، تغییر رویکرد مدیران از «مدیریت هزینهکرد» به «مدیریت درآمدساز» است؛ به گونهای که سود حاصل از سرمایهگذاریهای سازمان، مستقیماً در بهبود کیفیت زندگی و مستمری بیمهشدگان اثر کند، نه اینکه منابع سازمان در مسیرهای غیربهرهور یا حراجیهای مدیریتی قرار گیرد.
به گزارش تسنیم, انتصاب مدیرعامل جدید، فرصتی است تا سازمان تأمین اجتماعی از یک «دستگاه اداری خشک» به یک «نهاد خدمترسان» تبدیل شود. بازنشستگان به دنبال تعارفات مدیریتی نیستند؛ آنها به دنبال اجرای دقیق قانون، شفافیت در منابع مالی و دسترسی رایگان و باکیفیت به درمان هستند. تا زمانی که مدیران این سازمان بپذیرند که آنها «امانتدار» سرمایههای بازنشستگان هستند و نه «مالک» آن، گره از مشکلات معیشتی این جامعه گشوده نخواهد شد.
انتهای پیام/





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0