نسل «بیکاری پنهان»؛ وقتی تخصص جای خود را به فروشندگی میدهد
از مدرک تا فروشندگی؛ چرا جوانان به سمت اشتغالهای موقت و دستمزدهای پایین میروند؟
به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, انتشار تازهترین آمار مرکز آمار ایران در بهار 1405، تصویر تکاندهندهای از وضعیت بازار کار ترسیم کرده است. افزایش نرخ بیکاری به 9.1 درصد و بهویژه جهش نرخ بیکاری جوانان (15 تا 24 سال) به 23.4 درصد، نشان میدهد که یک چهارم نیروی جوان کشور در تلاطم شدید شغلی به سر میبرند. اما در پس این اعداد، پدیدهای خطرناک در حال شکلگیری است: روی آوردن گسترده جوانان به مشاغلی با ساعت کاری محدود و دستمزدهای پایین که بیشتر از آنکه «شغل» باشد، «راهی برای بقا» است.
تحلیل آماری: سقوط در نرخ مشارکت
کاهش جمعیت شاغل به میزان 450 هزار نفر و افت نرخ مشارکت اقتصادی، نشان میدهد که بسیاری از متقاضیان کار، دیگر حتی تلاش برای یافتن شغل را هم رها کردهاند. نکته تکاندهنده، وضعیت گروه سنی 18 تا 35 سال است که نرخ بیکاری آنها به 17.5 درصد رسیده است. این یعنی تخصصها و مدارک تحصیلی در برابر واقعیتهای اقتصادی و پیامدهای جنگ تحمیلی، ناتوان ماندهاند و جوانان در حال تجربه یک «سقوط شغلی» هستند.
پدیده «اشتغال تکمیلی»؛ چرا فروشندگی؟
در تلاطم این آمار، شاهد موجی از روی آوردن جوانان به مشاغلی نظیر فروشندگی در مراکز تجاری هستیم که معمولاً با ساعت کاری 6 تا 8 ساعت و حقوقی در محدوده 10 تا 12 میلیون تومان همراه است. در نگاه اول، این دستمزدها برای گذران زندگی کافی نیستند، اما تحلیل دلایل تمایل جوانان به این سبک کار، سه نکته کلیدی را آشکار میکند:
فرار از خلأ مطلق: برای جوانی که نرخ بیکاری نسل او 23 درصد است، «یک شغل با حقوق کم» بهتر از «هیچ شغل» است. فروشندگی در این سطح، برای آنها نه یک هدف حرفهای، بلکه ابزاری برای حفظ عزتنفس و پر کردن زمانهای خالی است.
مدیریت زمان برای «راهکارهای موازی»: ساعت کاری محدود (6 تا 8 ساعت)، به جوانان این امکان را میدهد تا در ساعات باقیمانده روز به دنبال کارهای فریلنسری، آموزشهای آنلاین یا حتی تلاش برای مهاجرت باشند. در واقع، این مشاغل به عنوان «پلهای موقت» عمل میکنند.
دسترسی آسان و عدم نیاز به تخصص پیچیده:* در شرایطی که بازار کار تخصصی دچار رکود شده، مشاغل خدماتی سریعترین راه ورود به چرخه درآمد است.
تضاد در بازار کار؛ میان «کار سخت» و «کار بیارزش»
آمارها تناقض عجیبی را نشان میدهند: از یک سو 8.5 درصد شاغلان دچار «اشتغال ناقص» هستند و تشنه کار بیشترند، و از سوی دیگر 37.8 درصد با ساعات کاری طولانی (بیش از 49 ساعت) درگیرند. این یعنی توزیع نامناسب کار در جامعه. جوانانی که به سمت فروشندگی با ساعت کم میروند، در واقع در حال تلاش برای گریزان راهکارهایی هستند که آنها را از فشار روانی «بیکاری مطلق» نجات دهد، اما در عین حال، آنها را در تلهای به نام «تخصصزدگی» قرار میدهد؛ جایی که سالها تحصیل، در برابر یک ویترین فروشندگی رنگ میبازد.
بنابراین گزارش, نیاز به بازنگری در استراتژی اشتغال*افزایش نرخ بیکاری جوانان در بهار 1405، زنگ خطر جدی برای سرمایه انسانی کشور است. تمایل به مشاغل سطح پایین با ساعت کاری محدود، نشاندهنده این است که نسل جدید دیگر به «وعدههای بلندمدت استخدامی» باور ندارد و به دنبال «بقای کوتاهمدت» است.
تا زمانی که شکاف میان تخصصهای دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار پر نشود و مدلهای جدید درآمدزایی (مانند استارتاپها و اقتصاد دیجیتال) جایگزین مدلهای سنتی فروشندگی و خدمات شوند، جوانان ما میان دو راهی «بیکاری مطلق» و «اشتغال بیکیفیت» دست و پا میزنند.
انتهای پیام/





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0