پارادوکس تصمیم‌گیری درباره انبار نفت شهران؛ از طرح انتقال تا ساخت پل

در شورای شهر تهران یک‌فوریت طرح انتقال انبار نفت شهران تصویب می‌شود و شهردار منطقه5 وعده پل اختصاصی می‌دهد.

اجتماعی

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، دیوار بلند بتنی در انتهای محله شهران، سال‌هاست که به عنوان مرزی شکننده میان یک انبار سوخت و بافت مسکونی قد برافراشته است؛ سازه‌ای که قرار بود فاصله میان صنعت و زندگی را حفظ کند، اما با گسترش لجام‌گسیخته شهر، اکنون در میان یکی از مناطق شمال غرب پایتخت محصور شده است.

اهمیت استراتژیک این پرونده زمانی از یک دغدغه بوروکراتیک به یک بحران امنیت ملی بدل شد که حملات سال 1404، واقعیت عریان تهدید را عیان کرد. حوادث جنگ 12 روزه در خرداد و سپس جنگ رمضان در اسفند 1404، ماهیت بحران را از یک «آلودگی محیط‌زیستی» به یک تهدید آنی جانی تغییر داد؛ جایی که انفجار مخازن، امنیت جانی ساکنان حاشیه این مخازن را به مویی بند کرد.

این تهدیدهای عینی، اگرچه زخم‌های عمیقی بر پیکره محله وارد ساخت، اما همزمان موج جدیدی از وعده‌های مدیریتی را برای پایان دادن به این همسایگی خطرناک برانگیخت.

انبار نفت شهران؛ هشداری که تجربه شد/ همسایه خطرناک از تهران می‌رود؟

شهرداری تهران , شورای شهر تهران , شرکت ملی پالایش و پخش ایران , وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران ,

برای ساکنان شهران، ترس دیگر یک احتمال نیست، بلکه یک تجربه زیسته است که با هر بار نگاه به مخازن باقی‌مانده زنده می‌شود. اضطراب ناشی از حملات سال 1404، زمانی که شعله‌های آتش تا روز بعد آسمان تهران را سیاه کرده و مواد نفتی در جوی‌های آب جاری شده بود، هنوز در رگ‌های محله جریان دارد.

در جریان حوادث اخیر، 80 تا 90 درصد مخازن و تأسیسات انبار آسیب دید، اما بازسازی ظاهری خانه‌ها و رنگ‌آمیزی دیوارهای ترک‌خورده توسط دستگاه‌های مسئول نتوانسته است احساس امنیت را بازگرداند. جاری شدن آتش در معابر و انفجار خودروها، تروماهای روانی عمیقی را ایجاد کرده که نشان می‌دهد بازسازی‌های سطحی، پاسخگوی مطالبه قطعی مردم برای انتقال کامل این مجموعه نیست.

در سطوح عالی مدیریت شهری، نوعی اجماع برای تخلیه این انبار شکل گرفته که در مصوبه یک‌فوریتی شورای شهر تجلی یافته است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران هم صراحتاً اعلام کرده است که ادامه فعالیت این تأسیسات با توجه به توسعه شهر به صلاح نیست و بارگذاری جدید در این نقطه انجام نخواهد شد.

در صحن شورای شورای شهر تهران نیز، چهره‌هایی چون مهدی چمران و حجت‌الاسلام آقامیری بر این باورند که تخریب گسترده تأسیسات در حملات اخیر، یک فرصت‌سازی از بحران است؛ چرا که وقتی بخش اعظم مخازن از بین رفته، بازسازی مجدد آن‌ها در همان نقطه جغرافیایی خطایی راهبردی است. راهبرد اصلی شورای شهر، آزادسازی این اراضی برای تبدیل به فضاهای خدماتی و عمومی است تا سرانه‌های لَنگ‌مانده منطقه 5 تأمین شود.

یک‌فوریت طرح انتقال انبار نفت شهران تصویب شد

شهرداری تهران , شورای شهر تهران , شرکت ملی پالایش و پخش ایران , وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران ,

با این حال، در حالی که این اجماع در لایه‌های بالای بهشت و بهارستان شکل گرفته، لایه‌های دیگر مدیریتی در حال اجرای سناریوی متفاوتی هستند که بوی ماندگاری می‌دهد. این تناقض در عمل، خود را در پروژه «پل اختصاصی تردد نفتکش‌ها» نشان می‌دهد.

بازدید اخیر محمدرضا پوریافر (شهردار منطقه 5) به همراه رضا تبار (معاون دادستان) و فریدون یاسمی (مدیر پخش فرآورده‌های نفتی استان تهران) از این پروژه، پرسش‌های جدی ایجاد کرده است. این پل که با اتصال به بزرگراه شهید باکری قرار است تردد تانکرها را از بافت مسکونی جدا کند، نه یک پروژه اضطراری پس از بحران، بلکه طرحی است که از سال 1402 (پیش از فاجعه) کلید خورده و با توافق شهرداری و شرکت پخش در حال تکمیل است.

ساخت چنین زیرساخت هزینه‌بری، پیامی روشن دارد: مدیریت اجرایی، بقای انبار را در بلندمدت پذیرفته است. این شکاف در تصمیم‌گیری، جایی عمیق‌تر می‌شود که بدانیم طبق اظهارات مهدی چمران، حتی پس از حوادث اخیر، کمیسیون ماده 5 برای یک مجموعه مسکونی جدید در مجاورت انبار پروانه صادر کرده است؛ پارادوکسی آشکار که در آن یک دست حکم به تخلیه می‌دهد و دست دیگر، مقدمات تثبیت و بارگذاری جدید مسکونی را در کنار خطر فراهم می‌کند.

در میان این ناهماهنگی‌ها، سکوت و مقاومت وزارت نفت و شرکت پالایش و پخش، لایه پنهان این بن‌بست است. در حالی که ناصر امانی اشاره می‌کند که وزارت نفت مدعی هزینه 6500 میلیارد تومانی در حوزه مسئولیت‌های اجتماعی است، این پرسش بی‌پاسخ مانده که چرا بخشی از این مبالغ کلان صرف ایمنی پایتخت و جابه‌جایی این تهدید جانی نمی‌شود؟

راهکار فعلی یعنی کاهش ذخیره سوخت به 20 درصد، تنها یک اقدام نیم‌بند است که به تعبیر ناصر امانی، همچنان مانند نگه داشتن فتیله‌ای در کنار انبار باروت است. واقعیت این است که هزینه‌های جابه‌جایی و چالش‌های لجستیکی، وزارت نفت را به سمت گزینه «ماندگاری با ایمن‌سازی حداقلی» سوق داده است و پروژه‌هایی نظیر پل اختصاصی، در واقع پوششی عمرانی برای توجیه این ماندگاری خطرناک هستند.

در نهایت، پرونده انبار نفت شهران نشان‌دهنده یک پارادوکس مدیریتی میان شعار انتقال و واقعیت تثبیت است. ساخت پل اختصاصی توسط مدیریت میانی، عملاً تیر خلاصی بر وعده جابه‌جایی است که از سوی مدیریت کلان مطرح می‌شود. تا زمانی که اراده واحدی میان دولت (وزارت نفت) و شهرداری شکل نگیرد و بودجه‌های مسئولیت اجتماعی به جای پروژه‌های فرعی، صرف جراحی این غده بدخیم شهری نشود، انبار نفت شهران همچنان به عنوان یک بمب ساعتی در سایه پروژه‌های عمرانی کوچک باقی خواهد ماند.

ساکنان حاشیه انبار نفت شهران دیگر با مسکن‌های عمرانی نظیر پل اختصاصی و حتی وعده صدور مجوز برای بازسازی خانه‌های خود اقناع نمی‌شوند؛ آن‌ها منتظر روزی هستند که اراده جدی برای خروج «انتقال مخازن» از شهر، بر منطق «تسهیل تردد» پیروز شود.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]